دانش شهرسازی در کشورهای مختلف خصوصا کشورهای توسعه یافته ، به نمادهای فرهنگی، دینی، تاریخی و هنری اهمیت بسیار بالایی قائل است از المانهای شهر به عنوان یک نماد فرهنگی در فضاهای مختلف و مبلمان شهر استفاده می کند



برای ایجاد نظرگاه های دلچسب برای شهروندان و مسافرین ، میتوان از تلفیق صنعت، معماری و هنر در خلق المانها و نمادهای شهری برجسته استفاده کرد، این امر برای مدیران شهری ، اهمیت خاصی دارد … المان های شهری نمادهای شهر محسوب میشوند که میتوانند پیشنه ، مشخصات ، افتخارات و حتی توانمندیهای شهر را به مسافرین یادآوری کنند
در دوران معاصر نمیتوان نقش المان شهری را در زیبایی شهرها و معرفی ویژگیهای فرهنگی و تاریخی شهر نادیده گرفت.

می توان با طراحی و استقرار یک المان مناسب ، شرایط را برای معرفی ظرفیت های مختلف مردم منطقه مهیا کرد . در اغلب شهرها ، شهرداریها توجه خاص به نصب المان های پر محتوا داشته و این موضوع به عنوان یکی از مهمترین عوامل جذب گردشگر تبدیل شده است

المان یا نماد شهری یا ترکیبی است پیکره وار که در ساخت آن از ویژگی های درونی احجام و اشکال هندسی – صفحات قائم یا منحنی – اجزائ سازه ای – کابلها – پوترها و فریم ها و به طور کلی هر آنچه میتواند جنبه ی تزئینی و ساختمانی داشته باشد به صورت یک کلیت یکپارچه و تلفیقی از موارد فوق استفاده میشود….

و قبل از هر چیز این ترکیب دارای یک نظام هندسی و تعادلی پایدار و زیباست به گونه ای که پس از خودنمایی در سطح شهر افراد را به گونه ای جذب خود مینماید و ذهنشان را درگیر خود میکند که تا مدتها در آن منطقه از شهر به صورت سمبلیک مشخصه ای برای شناخت شهر در منطقه ی مورد نظر میگردد. در واقع جزو شاخصه های شهری میگردد….به گونه ای که ذهن با برده شدن نام منطقه ی مذبور ناخودآگاه به دنبال شاخصه ها و ویژگی های خاص آن منطقه المان مورد نظر را در خود تصویر سازی خواهد کرد.


این بار نه معماری بر مجسمه غالب است و نه مجسمه بر معماری پیروز می شود. هر یک راه خود را رفته اند. پیشرفت انسان در زمینه درک هنری ، همراه با پیشرفت علم و راه یافتن مفهوم زمان در معماری ، هر دو هنر را به سوی نوعی انتزاعی تر و ساده تر و احیانا نخبه گراتر می کشاند؛ البته در این مقاله قصد بررسی خصوصیات معماری و مجسمه سازی دوره مدرن را نداریم.

معماری به مشابه ماشینی است که در آن زندگی روزمره ما رخ می دهد. دیگر حتی به تزیینات هم نیازی ندارد و مجسمه تنها بیانی کاملا مشخص از درک هنرمند مجسمه ساز درباره موضوعی است یا حتی از این هم فراتر می رود و تنها بیانگر احساس وی در یک لحظه است.دیگر مجسمه محتاج واسطه ای به نام معماری نیست تا تاثیر خود را بر مخاطب بگذارد. هر گاه این دو با یکدیگر برخورد دارند، تقابل آنان کاملا محترمانه است.
این دو همدیگر را کامل می کند بدون آن که به یکدیگر وابسته باشند. شاید مثال بارزی از این نوع ارتباط اخیر، پاویون بارسلون ساخته میسی ون درروهه ، معمار بزرگ آلمانی باشد.

وی در این بنا که براساس اصول معماری مدرن مورد قبول خود ساخته ، مجسمه ای گنجانده است. این مجسمه به پرسپکتیوی که هنگام ورود به این پاویون داریم ، معنای خاص می بخشد و در عین حال از قبل جایگاه ویژه ای که در این بنا دارد، واجد معنایی دیگر شده ، بی آن که خود به تنهایی ناقص باشد.
در آخر گوشه ای از توانمندی های مجموعه ماکت کار:
- استفاده از تکنولوژی روز
- دارای بخشهای تخصصی مجزا
- طراحی، مدل سازی و گرافیک
- ماکتهای معماری، عمرانی و صنعتی
- ماکتهای تبلیغاتی بزرگ و کوچک
- مجسمه ، سردیس ، حجم و پیکره
- المان و مجسمه شهری
- دکورهای سفارشی

